عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

65

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

( هيچ پيمبرى را نشايد كه اسيرى گيرد مگر اينكه بشدت بجنگد آنان متاع دنيا را مىخواهند و خداوند آخرت را مىخواهد . خداى ، عزيز و كار استوار است - سورهء انفال - آيهء 67 - 69 ) يا در مورد اجازتى كه به منافقان داد كه در جنگ « تبوك » شركت كنند . « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ . » ( خداى بر تو بخشود ، چرا به آنان اجازه دادى ( بايد اجازت نميدادى ) تا براى تو آنان كه راست مىگويند روشن گردد و دروغگويان را بشناسى . - سورهء توبه - آيهء 43 ) همچنين قرآن بيان مىكند كه وظيفهء پيامبر تذكار به مردم است « فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ ، لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ » پس يادآورى كن ، هر آينه تو يادآورنده‌اى و بر آنان مسلط نيستى . سورهء غاشيه - آيهء 21 ) « وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً . أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » اگر پروردگار تو بخواهد ، همهء مردم روى زمين ، ايمان مىآورند . آيا تو مردم را به اكراه وا مىدارى تا ايمان آورند ؟ - سورهء يونس . آيهء 99 ) خلفاى راشدين كه تجسم فقه اسلام بودند ، اگر به مشكلى برمىخوردند كه در قرآن و سنت راه حلى براى آن نمىيافتند ، با جماعت مسلمانان مشورت مىكردند . عمر با بزرگ و كوچك و با زن و برده مشاوره مىكرد . كسى كه گسترش اسلام را در كرهء زمين در نظر بگيرد ، مىبيند سبب انتشار اسلام در بسيارى از اقطار جهان يا بازرگانى بوده است كه براى تجارت رفته بوده است يا جهانگردى كه به مسافرتى رفته بود يا كسى كه خانه و كاشانه را رها كرده به